سیاست خودکفایی با اقتصاد ایران چه کرد؟

نصرالله محمد حسین فلاح، عضو هیات مدیره کنفدراسیون صنعت، در صدای اقتصاد نوشت: شاید عجیب باشد که بگویم در سال ۱۳۵۸ اولین دفتر خودکفایی صنعتی را در کارخانه نورد و لوله اهواز راه‌‌اندازی کردم و خودم رئیس آن بودم؛ حتی در آن زمان صنایع خودکفایی سپاه هم شکل نگرفته بود؛ ولی مثل هر تجربه دیگری معتقدم که وقتی انسان به عوارض یک اقدام نادرست (البته در تاریخ و جغرافیای آن زمان درست بود) پی می‌ برد، باید از اشتباهش برگردد. توجه داشته باشید مساله خودکفایی پس از انقلاب در شرایطی طرح شد که کشور مورد هجوم شدید بود و تحریم برای ما یک پدیده جدید محسوب می شد، بنابراین در آن زمان و به عنوان یک سیاست، خودکفایی قابل‌ دفاع بود و به نظرم حتی اگر در آن دوران این اجرا نمی‌ شد، ما در جنگ برنده نمی شدیم؛ البته در نهایت ما به صلح رسیدیم، ولی به واقع به نحوی ما برنده جنگ بودیم. اما با همه این ها ادامه این سیاست و ابعاد و گستردگی‌ آن و اینکه یک عده ای خودکفایی را دستمایه شعار سیاسی قرار داده اند کاملا غلط و کاملا اشتباه است. البته سیاست خودکفایی در برخی از حوزه‌های خیلی خاص شاید معنی داشته باشد، من این موضوع را رد نمی‌کنم به ‌خصوص در برخی از حوزه‌های نظامی که کشور به طور طبیعی نیازمند آن است و به ما تجهیزات و.. داده نمی شود؛ پس حتما باید خودکفایی داشته باشیم ولی در خیلی از حوزه‌ها اصلا این سیاست بی‌ معنی است.

سیاستی که به نظرم مطبوعات و رسانه ها نیز به آن دامن زده اند، در نظر داشته باشید یکی از حرف و سوالات متداولی که ارباب رسانه از مدیران و تولید کنندگان این روزها می پرسند همین موضوع است و مایلم همین جا نسبت به آن گلایه کنم؛ مثلا با مراجعه به یک صنعتگر که وسیله ای را تولید کرده است، این پرسش طرح می شود که چقدر از خروج ارز جلوگیری کرده اید؟ صنعتگرهم عددی واهی که اصلا معلوم نیست چگونه به دست آمده و با چی مقایسه شده است را بیان می کند و می گوید تولید این محصول باعث خودکفایی ما شده است و معمولا تاکید بسیاری هم بر استاندارد بودن از نظر بین المللی می شود؛ متاسفانه از این جنس مطالب در مطبوعات به فراوانی دیده می شود. این موضوع باعث شده به خودکفایی جلوه وجیهی داده شود و عملا صنعتکران ما در دام کاذب بیفتند.

به نظرم شاید یکی از دلایلی که به تنوع زائد صنعتی در کشور ما انجامید، همین پدیده خودکفایی است البته که به هر حال تنوع زائد صنایع (شاخه‌های صنعتی) دلایل مختلفی دارد، ولی یکی از قوی‌ ترین دلایل آن همین موضوع است. صنایع ما خیلی متنوع هستند و این تنوع یک نقطه ضعف است. در جامعه ‌ای که اقتصاد وضعیت طبیعی دارد، مزیت‌ها است که نوع صنعت را تعیین می‌کند و صنایع در شاخه‌های معینی رشد می‌ کند ولی در کشور ما گسترش صنایع براساس فرصت‌های نه چندان طبیعی و مزیت‌های نه چندان واقعی رشد کرده و شکل گرفته است.

به نظرم ما به جای تنوع صنایع باید تمرکز بخش صنعتی کشور را روی مزیت های نسبی کشور قرار دهیم که بارها و درجاهای مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است، کافی است مثلا به مطالعه معروف دکتر مسعود نیلی درباره استراتژی توسعه صنعتی در کشور رجوع کنیم؛ دراین تحقیق بر صنایعی مانند صنایع نفت، گاز و پتروشیمی تاکید شده است. صنایع نفت و گاز و پتروشیمی‌ با دامنه‌های آنها به دلیل وجود منابع عظیم برای کشور بسیار مهم است و در این بین تنها باید از خام فروشی فاصله گرفت و به تولید محصولات اندیشید. ارزش افزوده ‌ای که در محصولات پایین‌ دستی وجود دارد، فوق‌العاده با خام فروشی فاصله دارد. به نظرم نفت و گاز و پتروشیمی به ‌رغم اینکه دائم اعداد مختلفی از میزان ذخایر کشور ارائه می شود بی‌اغراق شاید تا یک قرن دیگر هم همچنان مزیت ما باشد.

علاوه بر این از مزیت صنایع معدنی هم نباید غاقل شویم. از سوی دیگر به یاد دارم مرحوم دکتر عظیمی در کلاس‌های درسشان راجع به ترانزیت کالا از ایران و ظرفیتی که از هر جهت برای کشور دارد به ‌خصوص اگر در شرق کشور تمرکز داشته باشد، همیشه نام می بردند. مزیت داشتن ساحل و دریا را هم ما هیچگاه در اقتصادمان لمس نکرده ایم و چندان که باید از آن بهره نبرده ایم درصورتی که خیلی از کشورهای توسعه‌ یافته صنعتی که اتفاقا مواد معدنی هم ندارند، تنها با تمرکز برمزیت داشتن ساحل و دریا پیشرفت های صنعتی بسیار کرده اند مثلا می توان به کره و صنایع کشتی سازی آن اشاره کرد، اما در کشورما باوجود اینکه در دو جهت جنوب و شمال از مزیت دریا برخوردارهستیم ، چندان که باید و شاید تاکنون از این فرصت بهره نبرده ایم.

در کنار این ها باید به تنوع مواد غذایی و اقلیم کشاورزی هم اشاره کرد گرچه که هم اکنون با بحران آب رو به رو هستیم ولی تنوع اقلیم استعداد مهمی در کشور است. توجه داشته باشید که در این بین هنوز روی صنایع سولار (انرژی خورشیدی) هم کاری انجام نداده ایم درحالی که می توانیم از انرژی های خورشیدی و نو استفاده کنیم  و انرژی های دیگر مانند گاز را صادر کنیم و ارزش افزوده بسیاری برای کشور حاصل کنیم، بنابراین به نظرم باید در کشور توسعه صنعتی را باتوجه به مزیت ها و پتانسیل های کشور در اولویت قرار دهیم و منابع کشور و فعالیت های بخش های اقتصادی و خصوصی را هدفمند و مدیریت شده بر مزیت های نسبی کشور متمرکز کنیم تا بتوانیم ارزش افزوده بسیار برای کشور رقم بزنیم.